بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٧٧ - شرح كلمه«واحد»
لتخصيص النّزاع بالواحد الشّخصي.
و بما ذكرنا يظهر خروج الواحد بالجنس عن محلّ الكلام، و المراد به ما اذا كان المأمور به و المنهي عنه متغايرين وجودا و لكنّهما يدخلان تحت ماهيّة واحدة، كالسّجود للّه و السّجود للصّنم، فانّهما واحد بالجنس باعتبار انّ كلا منهما داخل تحت عنوان السّجود و لا شكّ في خروج ذلك عن محلّ النّزاع.
ترجمه:
شرح كلمه «واحد»
يكى ديگر از كلمات وارد در عنوان بحث لفظ « الواحد » است.
مقصود از آن فعل واحدى است كه يك وجود داشته كه باعتبار آن محلّ اجتماع دو عنوان مأموربه و منهىعنه قرار گرفته است در مقابل شيئى كه بحسب وجود متعدّد بحساب مىآيد.
مثال آن همچون نظر به زن اجنبيّه و خواندن نماز چه آنكه وجود هريك با وجود ديگرى مغاير است و اجتماع در مثل آنرا همانطوريكه در مثال سابق گذشت اجتماع موردى گويند.
و بهرتقدير فعل واحد باعتبار وجود واحدى كه دارد وقتى مجمع العنوانين قرار گرفت اجتماع عنوانين در آن از دو حالت خارج نيست:
١- اجتماع و التقاء بسبب ماهيّت شخصيّه باشد يعنى مصداق و فرد خاصّ محلّ اجتماع عنوانينن قرار گيرد.
٢- اجتماع و التقاء بسبب ماهيّت كلّيّه باشد يعنى نفس كلّى مجمع العنوانين قرار گيرد مانند كون كلّى كه بر آن عنوان « صلاة » و « غصب » منطبق مىشود.
بنابراين منظور از « الواحد » در مورد بحث شيئى است كه در عالم وجود واحد مىباشد از اينرو معنا ندارد نزاع و بحث را به واحد شخصى اختصاص دهيم.
و با توضيح و شرحى كه داديم ظاهر و معلوم گشت كه واحد جنسى از مورد كلام خارج است و مقصود از واحد جنسى آنستكه مأموربه و منهىعنه از نظر وجود با هم متغاير بوده ولى در عين حال در تحت يك ماهيّت داخل باشند همچون سجده